الشيخ محمد تقي بهجت
335
جامع المسائل ( فارسي )
ملكيت ، اضافه به ناذر دارد تا وقت تحقّق آنها ، و اگر نذر صدقه كرد و نافذ بود ، خارج مىشود به نذر از ملك ، با امكان آن يا به حصول شرط اگر مشروط بود و صحيح بود . نذر صرف خمس يا زكات بر معيّن اگر نذر كرد صرف زكاتى يا خمسى را بر معيّن ، لازم است در صورت عدم منافات با تعجيل واجب ؛ و اگر منافات با افضليت ضد داشت ، مذكور شد عدم مانعيت آن از انعقاد نذر . و اگر مورد ، از استحقاق لازم در نذر خارج شد و عود نكرد منحل مىشود نذر ، بخلاف صورت عود در زمان منذور . نذر تصدق به همهء مال اگر نذر كرد تصدّق به جميع مال مملوك خود را ، در صورتى كه فى نفسه راجح باشد ( اگر چه تصدّق به اقلّ ، از تمام ، افضل باشد ) پس مىتواند نسبت به آن چه مضر به حال او است تصدّق به آن عاجلًا ، تقويم نمايد و در دفترى ثبت نمايد ، و عين مملوكات را به تدريج به نحوى كه مضر به حالش نباشد يا قيمت آنها را ( اگر تصدّق به عين ، ضرر دارد ) به تدريج صدقه بدهد و اثبات در دفتر نمايد يا به قدر قيمت مضبوطه برساند و وصيّت نمايد كه مبلغ مضبوط ، صدقه داده شود اگر در اثناء ، حادثهء موت ، واقع شد ؛ و چيزى در اين كيفيّت بر خلاف قاعده نيست جز انتقال از عين به قيمت ، و ذكر شد كه عدم اطلاق محافظت بر عين به صورت اضرار به حال ، مسوّغ است در مقدار مضرّ ؛ و اطلاق اصحاب ، مبنىّ بر اطلاق مستفاد از نص است ، و محتمل است تشخيص اضرار فعلى به حال ، سبب تقويم فعلى بوده است پس اين اطلاق ، ثابت نيست بلكه مستبعَد است . و اظهر جريان اين حكم با خصوصيّات مذكوره ، در نذر بعض مال است . نذر صرف مال در راه خير و اگر نذر كرد مقدارى از مال خود را در سبيل و طريق خير ، متبوع ، قصد ناذر است ؛ و با قصد صدق عرفى ، اظهر شمول به جميع وجوه برّ است مثل دفع به فقراء و مساكين